ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٤  

اینم شعری که بابا حمیدبه مناسبت مدرسه رفتن ارغوان نوشته بود و گفتم بزارم اینجا همه بخونن:

تازه از خاک سر برآورده بود.
کمی تشنه بود.
نسیم سلامی کرد و به برگ درخت اشاره ای کرد و قطره شبنمی را که رویش لم داده بود به جوانه پیشکش کرد و رفت.
خورشید خانم از اون بالا بالاها دستی تکان داد.
جوانه لبخندی از خجالت زد. درخت خندید٬ جنگل خندید٬ خداهم خندید.
آهسته آهسته قد میکشید٬ چقدر تازه٬ چقدر جوان
زمین را دید٬ آسمان را دید٬ ابر راه هم دید. لبخند هم نثار خورشید خانم کرد.
مورچه از کنارش بی تفاوت گذشت. زنبوری از کنار گل کناری براندازش کرد و رفت.
نوای زمین شنیدنی بود.
اندکی  گوش فراداد و خوابید.

ارغوان امروز اولین روز کلاس دوم رو تجربه کرد. دیشب وقتی فهمید که سرویسش عوض نشده و آقای محمدیه کلی ذوق کرد. ما هم با اینکه خیلی دوست داشتیم امروز صبح رو خودمون ببریمش با این حال چون دیدیم خوشحال شد دیگه سپردیمش به سرویس.

خدا رو شکر خیلی خوشحال بود و کلی ذوق و شوق داشت و کلی از معلمش خوشش اومده بود.


کلمات کلیدی:
ارغوان خوشحال
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  

ارغوان: مامان دوستام ادای منو در می آوردن کلی می خندیدیم.

من: یعنی تو هم به خودت می خندیدی؟

ارغوان: مامان خوب چرا ناراحت بشم ،من دوست دارم همیشه خوشحال باشم .


کلمات کلیدی:
ارغوان شاعر
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  

امروز ارغوان یه شعر گفته:
حالا دیگر از خواب چندین ساله بیدار شده ام.
با غم و شادی های زندگی روبرو شده ام.
آه چه قدر این جا و آن جا زیبا است.
ممنونم خدای مهربانم.

می گم:خیلی شعرت قشنگه.

می گه:مامان می دونم برای این از شعرم تعریف می کنی که اعتماد به نفسم زیاد بشه.


کلمات کلیدی:
تابستان ارغوانی
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠  

این تابستون اولین تابستون ارغوان بعد از رفتن به مدرسه است. ارغوان خانم از اول اعلام کرد که زیاد سرشو با کلاس شلوغ نکنم. منم اول فقط کلاس زبان ثبت نامش کردم و از اونجایی که مدرسشون خیلی تو ورزش خوب کار نکرد باهاشون دنبال یه کلاس خصوصی شنا بودم که دیگه از اول این هفته هم داره کلاس شناشو می ره. از اونجایی که تو مدرسه موسیقی هم ندارن دنبال یه کلاس موسیقی خوب و مناسب هم هستم براش.

مدرسه هم یه کتاب کار تابستون بهشون داده که به مرور انجام بده که انجام می ده.

آخر هفته هام یه دیکته بهش می گم که نتیجه اش خیلی جالب نیست. ولی کتاب خوندنش خوب شده و کتاب می خونه.

 


کلمات کلیدی:
عکسهای تولد ارغوان
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  


کلمات کلیدی:
عشق مامان تولدت مبارک
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦  

کلمات کلیدی:
داستانی که امروز ارغوان برای بار اول در صفحه ی ورد تایپ کرد
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  

رامین : من تورا خیلی دوست دارم.

آیا توهم مرا دوست داری؟

سارا:آری من هم تو رادوست دارم.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٥  

پس نوشت:عکسهای نوروز در پست قبل به روز شد.

1-ارغوان بعد از دوساعت درس خوندن با من:مامان می شه من پیشیت بشم.

من:چرا مامان؟دخترمی که خیلی بهتره مامان.

ارغوان:نه مامان پیشیت بودم کلی بهم می رسیدی بدون اینکه لازم باشه درس بخونم.

2-ارغوان :مامان قبل از اینکه کلمه های عربی با فارسی  قاطی بشن ما وطن نداشتیم؟

 


کلمات کلیدی:
نوروز ارغوانی
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٢  

عید همگی مبارک. هفته اول عید رو ارغوان به مسافرت و هفته دوم رو به دید و بازدید و درس گذروند.

ارغوان و دوست خوبش آسمان

نمای بیرونی استخر سرپوشیده هتل که ارغوان حسابی توش شنا کرد.

 


کلمات کلیدی:
در مورد مدرسه
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤  

جواب یک مامان را در نظرات دادم.

خوب یکی از دوستان خواسته بود من درباره انتخاب مدرسه ارغوان بنویسم.

دبستان منان یک دبستان غیر انتفایی در منطقه 2 آموزش پرورش در شهرک غرب روبروی بازارچه گلستانه.

آشنایی من با این مدرسه به یکی از همکارام بر می گرده که دو تا دختراش اونجا درس خوندن و بچه های موفقین و با اینکه هر دوتاشون تیزهوشان هم قبول شدن الان در مدرسه ابوریحان که مدرسه خیلی خوبیه، ادامه تحصیل می دن.

راستش من در دوران مهد در مورد ارغوان کوتاهی کردم و فقط برای پیش دبستانیش اونو پیش دبستانی گل مریم(چهار راه حسابی) فرستادم.قبل از اون ارغوان فقط کلاس های مختلف می رفت که برای شکل گیری شخصیتشون اصلا کافی نیست.

از اونجا که ارغوان شخصیت فوق العاده اجتماعی داره من فکر نمی کردم که نقش یه مهد خوب می تونه چقدر مفید باشه تو ایجاد ارتباطش با بچه های دیگه و از همه مهم تر مسئولیت پذیریش.

علی رقم اینکه پدر و مادر من بی نهایت برای ارغوان زحمت کشیدن و محیط خیلی خوب و آموزشی رو براش ترتیب دادن و مادرم حتی اونو به کلاسهای مختلف می برد ولی همین بودنش تحت حمایت کامل و همه جانبه اونا یه جورایی باعث شده بود که خودش احساس مسئولیت نداشته باشه.

این بود که وقتی من برای ثبت نام پیش دبستان در خرداد ماه سال 88 به منان مراجعه کردم ارغوان رو نپذیرفتن. البته من دیر هم اقدام کرده بودم ولی نحوه انتخابشون به این نحوه که یه نقاشی می کشن و مدیر مدرسه حدود نیم ساعت از بچه سوال جواب می کنه. به من گفتن چون ارغوان مهد نرفته پیش دبستانیش رو ببرم مهد و سال بعد بیارمش.

خوب تو این یه سال جاهای مختلف چند نفر رو دیدم که خیلی از آزمون دبستان منان می نالیدن و بچه هاشون قبول نشده بودند.

منم خیلی امید نداشتم. تصمیمم این بود که اگه ارغوان منان و دو سه تا  غیر انتفایی دیگه قبول نشه بگذارمش مدرسه دولتی، چون اصلا بقیه غیر انتفایی ها رو قبول نداشتم.

 اما از خصوصیتهای این مدرسه یکی آموزش بسیار خوبشه. البته از پدر و مادرها هم حسابی کار می کشه. خوب شاید بگین مگه دبستان چی داره،منم همینو می گفتم ولی حالا می بینم همین کلاس اول چقدر مطلب داره و چقدر دارن پایه بچه ها رو قوی می کنن. بعضی ها دوست دارن که بچه میاد خونه کاری نداشته باشه،من به اونا اصلا منان رو پیشنهاد نمی کنم.  حسنش اینه که راه رو به من مادر نشون می ده وگرنه من نمی دونستم باید چه کار کنم.

درسته که بچه ها تا ساعت 2:30 تو مدرسه اند ولی تا ساعت 12:30 کلاس فارسی دارن و بعد ناهار و بعدشم زبان دارن به جز پنجشنبه ها که 11:30 تعطیل می شن و دوشنبه ها که ورزش و نقاشی و کامپیوتر و خلاقیت(لگو)دارن.پس وقتی واسه انجام تکالیفشون ندارن.

خوب یکی دیگه از خصوصیاتش اینه که مجتمع نیست. استخرو زمین ورزشی نداره.کسایی که دوست دارن با یه استخر قرارداد بستن که مربی خودشون اونجا درس می ده و می تونیم ثبت نام کنیم که من نکردم.

خوب بحث یک طرفه شد. اگه سوالی دارین بگین که من ادامه بدم.

 


کلمات کلیدی: