دارم وب گردی می کنم، پشت سرم نشسته و داره شعر میگه:
می گه: مامان قربون قلبت برم که هیچ وقت غم درشو نمی زنه، فقط من در قلبتو می زنم و تو ام در قلب منو می زنی بعدش برای هم تو قلبمون چایی درست می کنیم.