ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩  

امشب،بعد از یه روز سخت کاری که ساعت 8:30 رفتم دنبال ارغوان و باباجی کلی منو به خاطر کار زیاد و..............دعوا کرده: 

من: ارغوان این باباجیت اخلاق نداره ها

ارغوان:همینه دیگه،ولی من بعضی وقتا می دونم چه جوری باید با دلش کنار بیام.

من:ابله


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٥  

بعد از اینکه کلی با هم با آهنگای سوسن خانوم و همه چی آرومه و یه آهنگ نانسی رقصیدیم، ارغوان در حالیکه نشسته و داره مشق زبان می نویسه به من می گه.

ارغوان: مامان تو برقص من دارم قراردادامونو امضا می کنم.

من:سوالچی کار می کنی مامان؟

ارغوان: دارم قراردادهای سیرکمونو امضا می کنم.

من:سبزچی مامان مگه ما حیوونیم؟

ارغوان:نه مامان منظورم قراردادای کنسرتمون بود.

من:قهقهه

عکسهای جدید آرتین

 


کلمات کلیدی:
سر کار مامان
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۳  

یکی از همکارا: ارغوان دوست داری تو ایران زندگی کنی یا جای دیگه.

ارغوان: من سوئد رو به دو دلیل بیشتر دوست دارم. یکی اینکه مک دونالد داره. دیگه اینکه خانومها مجبور نیستن روسری سرشون کنن.

خداییش این دخمله تا یه کاری نکنه ما رو بیرون کنن ول کن نیستنیشخند

آخر هفته پیش دو تا تولد رفتیم.

علی جان بازم تولدت مبارکقلب

پریسا جون تولدت مبارک.

بچه های وبلاگی(هستی،آندیا،پریسا،ارغوان)


کلمات کلیدی: