ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٥  

بابا حمید دراز کشیده جلوی تلویزیون. می گم تو دوباره ولو شدی پشو کار داریم.

با زیرکی نگاهی به ما می کنه و می گه: مامان جان نمی بینی بابام خسته شد، فکر کنم تلویزیون مشکلی داره از صبح بابام داره نگاش می کنه مشکلشو حل کنه. مگه نه بابا جان؟


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٤  

امروز صبح دم در مهد:

ارغوان: مامان یه کم وایسا روی ماهتو ببینم.

نمی دونم چرا وقتی داشت میرفت تو مهد بغض داشت.


کلمات کلیدی: