هفته پیش یه روز به اصرار بچه ها ارغوان رو بردم اداره. تا رسیدم مجبور شدم برم جلسه ای که نمی شد ارغوان باهام بیاد. گذاشتمش پیش یکی از همکارام. اونام شروع کردن به سربه سر گذاشتنش که خاله سوسکه واقعیه. ارغوانم اصرار که وجود نداره که یکدفعه می دوه تو پارتیشن یکی از همکارها که یک جلسه خیلی جدی با 6،7 نفر دیگه داشته.
ارغوان: خیلی ببخشید عمو یه سوال می کنم می رم.
آقای...: بفرمائید
ارغوان:خاله سوسکه واقعا وجود داره؟