ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

ارغوان خوشحال
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  

ارغوان: مامان دوستام ادای منو در می آوردن کلی می خندیدیم.

من: یعنی تو هم به خودت می خندیدی؟

ارغوان: مامان خوب چرا ناراحت بشم ،من دوست دارم همیشه خوشحال باشم .


کلمات کلیدی:
ارغوان شاعر
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  

امروز ارغوان یه شعر گفته:
حالا دیگر از خواب چندین ساله بیدار شده ام.
با غم و شادی های زندگی روبرو شده ام.
آه چه قدر این جا و آن جا زیبا است.
ممنونم خدای مهربانم.

می گم:خیلی شعرت قشنگه.

می گه:مامان می دونم برای این از شعرم تعریف می کنی که اعتماد به نفسم زیاد بشه.


کلمات کلیدی:
تابستان ارغوانی
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠  

این تابستون اولین تابستون ارغوان بعد از رفتن به مدرسه است. ارغوان خانم از اول اعلام کرد که زیاد سرشو با کلاس شلوغ نکنم. منم اول فقط کلاس زبان ثبت نامش کردم و از اونجایی که مدرسشون خیلی تو ورزش خوب کار نکرد باهاشون دنبال یه کلاس خصوصی شنا بودم که دیگه از اول این هفته هم داره کلاس شناشو می ره. از اونجایی که تو مدرسه موسیقی هم ندارن دنبال یه کلاس موسیقی خوب و مناسب هم هستم براش.

مدرسه هم یه کتاب کار تابستون بهشون داده که به مرور انجام بده که انجام می ده.

آخر هفته هام یه دیکته بهش می گم که نتیجه اش خیلی جالب نیست. ولی کتاب خوندنش خوب شده و کتاب می خونه.

 


کلمات کلیدی: