ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٤  

ما می خوايم اينجا از ارغوان کوچولو و شيطونياش بنويسم.

ارغوان ما پنج ماه و نيمشه ولی خيلی بلاست.

البته کوچولوی ما دو سری مامان و بابا داره .

سری اول ماييم که جمعه ها و شبها مامانوباباشيم

سری دوم مامانی باباييش که بقيه وقتا ازش مراقبت می کنن و کليم لوسش کردن.

اين ارغوان خانوم تا حالا بلده بگه ده ده و اده و کلماتی از اين خانواده

تلفنم کلی دوست داره و باهمين چندتا کلمه کلی پای تلفن حرف ميزنه

از شيطنتاش هر چی بگم کم گفتم........

مثلا وقتی کسی تحويلش نگيره پيشبندش يا پتوش ميکشه سرش تند تند نفس می کشه که ما بدوييم و از خفگی نجاتش بديم

اگه بازم تحويلش نگيريم يواشکی پيشبند يا پتوش می زنه کنار يه نيگا به دوروبرش و دوباره کارش تکرار می کنه

بقيه ماجراهاش بعدا می گم


کلمات کلیدی: