ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

مهدكودك
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۳  

اين چند روزه بدجور درگيري ذهني براي انتخاب مهد ارغوان و داشتم.

بالاخره در حال ثبت نام تو مهد راه نو كه چهار راه جهان كودكه هستم. يه كم مسيرش برام دوره ولي تعريفشو خيلي شنيده بودم.

الانم كلي استرس دارم ببينم چي مي شه.

ارغوان خانم هم كه روز به روز داره شيرين تر و شيطون تر مي شه.

چند وقت پيش مامان شمي اومده بود خونمون كه پيش ارغوان باشه ما بريم سر كار. خلاصه كلي اتاق خانم خانما رو مرتب كرده بود و بعدشم برده بودش پارك و بعد بردتش خونه خودشون براش غذا درست كرده بود و بهش داده بود.

ارغوان شروع مي كنه بهانه گيري و مامان شمي براي اينكه حواسشو پرت كنه مي گه برو از اون اتاق بالش منو بيار. ارغوان در حال رفتن به اون اتاق مي گه: عجب گرفتاري شديما

بعدشم بالشو مياره مي ده مي گه: بخواب تنبلو

مامان شمي:


کلمات کلیدی: