| پيش تولد |
| ساعت ۱٠:٥٢ ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱٠ |
|
روز سه شنبه ما رفتيم پيشواز تولد ارغوان گلي ديگه برديمش يه عكاسي كه از اول به دنيا اومدنش مي خواستم ببرمشو به تعويق مي افتاد. قبل از اينكه نوبتش بشه كلي شيطوني كرد. ديگه عكاسي رو گذاشت رو سرش. تو عكاسي خاله عسل داشت موهاشو درست مي كرد منم بالاسرش وايساده بودم.چون جا نبود بابا حميد رفت رو يه صندلي ديگه نزديك يه خانومه كه مادربزرگ بود نشست. ارغوانم بلند گفت بابا چرا رفتي پيش اون خانومه نشستي؟ ديگه همه غش كرده بودن از خنده. عكاسم هر وقت از اتاق عكاسي ميومد بيرون ارغوان مي گفت : آقا چرا عكس منو نمي ندازي؟
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|








