ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٧  

از سه شنبه که ارغوان از بيمارستان اورديم خونه ديگه تا ديروز از خونه نبرده بوديمش بيرون ، ديروز صبح وقتی کاپشنش ديد که اوردم تنش کنم وبهش گفتم می خوايم بريم دده حسابی ذوق کرد و تا خونه مامانی باباييش گفت دده دده.

فقط اينروزا خيلی به من عادت کرده ،ديروز از سرکار که اومدم خونه تا من و ديد شروع کرد بلند بلند خنديدن و ذوق کردن ، منم بدون اينکه پالتومو درارم بغلش کردم ديگه بابا ييش تا با شوخی ميومد بگيرتش محکم می چسبيد به منو جيغ می زد.

راستی ارغوان تازگيا همش ميگه اده (يعنی بده من بخورم).

البته اين اصطلاح برای صدا کردن مامانيشم به کار ميبره ،به باباييشم ميگه دده.


کلمات کلیدی: