| عروس خانوم |
| ساعت ۱:٢٠ ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢ |
|
توي بازي بابا حميد مي شه داماد و ارغوان خانوم عروس. ديروز توي اتوبان داشتيم مي رفتيم. بابا حميد رانندگي مي كرد و ارغواني هم طبق معمول تو بغل من جلو نشسته بود. صداي آهنگ بلند بود ديدم ارغوان مي خواد به باباش يه چيزي بگه. صداي ضبط و كم كردم. ارغوان: بابا بزن كنار مامان نانا مي خواد بره بشينه پشت. من: چرا؟ ارغوان: آخه من و بابا حميد عروس دوماديم بايد جلو بشينيم.
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|



