| بي خيال |
| ساعت ۱:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱٦ |
|
۱-صبح كه بلند شد حس كردم يه قسمت لباسش نم داره. بله ديگه عصباني شدم مامان: ارغوان: مامان:ارغوان خجالت نمي كشي، بزرگ شدي ارغوان: مامان بي خيال ديگه گفتم عرق كردم. ۲-زنگ زدم باهاش صحبت كنم ارغوان: سلام مامان من وقت ندارم كار دارم من: ۳-ارغوان: مامان من خوشگلترين دختر دينام(دنيام) مامان: من چي؟ ارغوان: تو هم خوشگل و نازي مامان مامان:
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|
جيش كردي ارغوان؟
نه مامان عرق كردم.



