ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٤  

ديروز مامانی بابايی ارغوان كار داشتن من مفتخر شدم مرخصی بگيرم بمونم پيش ارغوان خانوم.

صبح انقدر برام شيرين كاری كرد كه با خودم گفتم يه مرخصی بدون حقوق بگيرم با دخترم خوش بگذرونم ولی تا آخر شب ديگه انقدر خسته شدم از بازی كردن و غذا دادن به اين وروجك كه حرفمو پس گرفتم.

ارغوان دوست داره وايسه دستشو بگيريم تند و تند عقب جلو بره اگه با يه ريتمه آروم براش شعر بخونيم حركتشو يواش می كنه اگه دوباره ريتم آهنگو تند كنيم ارغوانم حركتشو تند می كنه تا اونجايی كه آدم می ترسه سرش بخوره به سر آدم.

هنوز درستو حسابی دس دسيرو ياد نگرفته فقط با يه حركت ريتميك دستاشو تكون ميده و می گه ده ده.

ديشب تو بغل من بود باباش داشت برنامه قسم خوردن بوش رو نگاه می كرد يه دفعه ارغوان گفت ده ده نگاه كردم ديدم دارن برای بوش كف می زنن.

 


کلمات کلیدی: