عروسک کوچولو ديروز پيش ما بود.
اين خانوم خانوما از وقتی اومده آرزوی خواب صبح روزای تعطيل به دل ما گذاشته.
البته جسارت نمی کنم همينکه اجازه می دن شبا بخوابيم ما متشکريم.
ديروزم مامانشو از ساعت ۶ صبح بيدار کرد(البته فکر کنم به تلافی روزهای ديگه که ما بيدارش می کنيم)
ديروز اين عروسک کوچولو سر ما داد می زد ما که مثلا می ترسيديم بلند بلند می خنديد.
وقتی بهش ميگفتيم ارغوان کو پتوش می کشيد سرش و دالی می کرد.
خلاصه با شيطونياش مارو واسه يه هفته کارو تلاش آماده کرد.
......................................................................................