ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٩  

حميد:ارغوان عشقة؟

ارغوان : بابا

حميد: عمره؟

ارغوان : بابا

حميد : جيگره؟

ارغوان : بابا

حميد : جونه ،نفسه و............................

ارغوان:بابا

حميد: كی رو از همه بيشتر دوست داري؟

ارغوان :دد(منظورش ددراست)

ارغوان ديگه الان تقريبا همه چيو می فهمه ،ديگه با اسباب بازياش هيچ كاری نداره فقط كتاب مياره براش بخونيم.

يكی از كتاباش عكس خروس داره ،عكسرو مياره می گه قوقو

معمولا وقتی می رسم خونه مامانم ،يكی دو ساعت می مونم بعد می ريم خونه خودمون.تازگيا ارغوان تو اين مدت مقنعه و مانتو و لباسامو مياره می ده يعنی بريم.

 

 


کلمات کلیدی: