ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٧  

مامان:ارغوان عشق كيه؟

ارغوان:مامان

مامان:ارغوان عروسك كيه؟

ارغوان:مامان

مامان :ارغوان جوجوی كيه؟

ارغوان : مامان

بابا :ارغوان دختر كيه؟

ارغوان : مامان

بابا:ارغوان!!!!!!!(با حالت اعتراض)

ارغوان : بابا بابا (با يه نگاه توصيف نشدنی به باباش)

ارغوان خانوم اين مدت شديدا مشغول مطالعه است فكر كنم كنكور داره

به خدا هيچ با سوادی نمی تونه انقده كه ارغوان از روی يه برگه كوچولو می خونه ،بخونه

هرجا می ريم يه تيكه ورق يا يه كتاب می دن دستش می گن بخون ،ارغوانم كه از خدا خواسته براشون می خونه :اده دودو قی قی ماما باب دده ..................

يه فرش واسه اتاقش گرفتيم روش يه فيل داره كه داره آب بازی می كنه تا فرشه رو ديد فيله رو نشون داد گفت :مامان

باباش بهش گفت:بابا جون شيكم مامانت انقدر بزرگ نيست

حس می كنم هر كسي رو كه خانم تشخيص می ده می گه مامان و آقايون رو می گه بابا

اين فيله هم يه لچك كوچولوي قرمز رو سرشه شده مامان

دوتا خرسم رو لباسشه يكيش لباسش آبيه نشون می ده می گه بابا اون يكی  كه صورتيه می گه مامان

ديروز مامان بزرگش بهش گفته ارغوان برو پيشبندتو از رو ميز توالت بيار بهت انگور بدم رفته اورده

وقتی بهش می گيم يه كاری رو انجام نده همچين با ژست يه اخمی بهمون می كنه و به كارش ادامه می ده

عاشق كفشای منه يه روزتا رومو برگردونم ديدم داره هر هر می خنده درجاكفشی رو باز كرده بود صندل لا انگشتيای منو انداخته بود وسط اتاق پاشو كرده بود توشونو می كشيدشون رو زمين.

تمرين شلوار پوشيدنشم ادامه داره ، يه دفعه می بينی شلوارشو می كشه پايين در مياره بعدم پای راستشو می كنه تو شلوارو هی در مياره هر كاری می كنيم پای چپشو تو شلوار نمی كنه

نانای كردنشم تو هر حالت نشسته خوابيده و وايساده ادامه داره

خلاصه ارغوان نقل و نباته شكلاته شكلاته

 


کلمات کلیدی: