ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

 
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٥  

راستش بايد بگم من از وقتی مدرسه می رفتم تا همين حالا ميونه خوبی با نوشتن نداشتم ، تو مدرسه هميشه انشاهامو تند تند سرهم بندی می کردم و نمره بيشتر از ۱۷ از انشا نداشتم.تو دانشگاهم هر چقدر رو يه موضوع کار می کردم موقع نوشتنش که می شد تنبلی می کردم ولی خوب دوستای خوبی داشتم که معمولا پروژه هارو باهم برميداشتيم و اونا جور نوشتنش می کشيدن.

بدبختانه کار فعليم يه جوريه که نهايت منجر به نوشتن ميشه که اينجام تا بتونم خلاصه می نويسم.

اينا رو گفتم که ضعف بنده رو تو نوشتن ببخشيد.

اما در مورد جغله خانوم،ماشال... ديگه خوب می خوره ،دو روزه که داره سوپ ماهيچه ميخوره.با هيچکس غريبی نمی کنه اتفاقا کمی غريب پرسته چون کسايی که کمتر می بينه وقتی باهاش بازی می کنن بلند بلند می خنده.

چون معمولا شبها روش س می زنه ديشب وقتی خوابيد پتوش انداختم رو لحافش که

سنگين بشه نتونه پس بزنه. صبح که وارد اتاقش شدم ديدم نتونسته روش پس بزنه بجاش خودش دور زده سرو ته شده و از زير اونا اومده بيرون.بچه های اين دوره و زمونن ديگه.

 


کلمات کلیدی: