| ايجازه می دي؟ |
| ساعت ٢:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٧ |
|
۱-می گه:ايجازه می دی يه كتاب ور دارم؟ ايجازه می دی برم خونه پاميدا؟ ۲-به مامان شمی می گه:عزيزم قوبونت برم من به من می گه :عاشقتم ۳-پنج شنبه شب تصادف كرديم ،حميد ما رو گذاشت خونه رفت دنبال كارای ماشين تا ۴ صبح .ارغوان صبح كه چشماشو باز كرد به من گفت :بابا با آقا پليسه رفته ماشين منو درست كنه گفتم: نه اومده خوابه دويد به سمت اتاق خواب ما و باباشو بيدار كرده بهش می گه :ماشين منو درست كردي؟
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|


