ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

ارغواني شاعر
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢٤  

۱-داشتم شامو آماده مي كردم اومده برام شعر مي گه:

مامان رنگوارنگم        مامان، آلوچه قشنگم

من :   

۲- تازگيا ظهرها نمي خوابه و باباجي و مامان شمي رو اذيت مي كنه .

چند روز پيش بعد از ناهار مامان شمي و باباجي و ارغوان تو پذيرايي دراز كشيده بودن و مراسم خوابكنون ارغواني رو اجرا مي كردن كه ارغوان خانم بلند مي شه مي ره تو اطاق خوابو مامان شمي رو صدا مي كنه بيا پيشم. مامان شمي هم خودشو مي زنه به خواب كه ارغوان بياد بگيره بخوابه ،ارغوانم  يه دفعه .........

داد مي زنه: وايييييييي مامان شمي  آينه افتاد روم

مامان شمي هم طي يك ثانيه مي دوه سمت اتاق خواب و با ارغوان خانم روبرو مي شه كه وايساده وسط اتاق هرهر بهش مي خنده


کلمات کلیدی: