ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

ارغوان خانوم دو سال و نيمه
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۱  

ارغوان خانوم ما پنج شنبه هفته گذشته دو سال و نيمش تموم شد

خيلي دلم مي خواست براش يه نيمچه تولد بگيرم ولي نشد.

ديگه بيشتر از يك هفته است كه اگه صبح قبل از رفتن ما به سر كار بلند شه داد و فرياد و گريه و زاري راه نمي اندازه و ما رو مي بوسه مي گه به سلامت خدا به همراهتون.

هر روز هم يه توري روسري مي اندازه رو سرش و عروس مي شه و به شدت به دنبال دوماد مي گرده.

همش مي پرسه : پس دوماد من كيه؟ من كي مامان مي شم؟

يه وقتايي هم در نقش بچه پيشي ، آقا گرگه، بچه گنجيشك و..........ظاهر مي شه.

اين نقشها تا وقتي دلش شير نخواسته ادامه پيدا مي كنه و هروقت هوس شير مي كنه مي گه ديگه بسه بابا من ديگه ارغوانم. شيشه شيرمو بدين.

چند روز پيش مامان شمي سرش درد مي كرده.

به ارغوان مي گه : ارغوان جان من انرژي ندارم.

ارغوان يه ماچ محكم ازش مي كنه بهش مي گه: بيا اينم انرژي


کلمات کلیدی: