ارغوان و مامانوباباش

گل ما متولد 16 خرداد ماه سال 1383 است

چرا؟
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۸  

۱-ارغوان خانوم تازگيها همش مي گه: چرا؟ توضيح بده مامان؟

مثلا:

ارغوان: خورشيد ناپديد مي شه يعني چي؟

مامان شمي: يعني ديده نمي شه و تو آسمون نيست؟

ارغوان: چرا نيست؟ كجا رفته؟

مامان شمي: نيست ديگه مامان جان

ارغوان : توضيح بده چرا نيست؟

خلاصه ارغوان خانوم رضايت نداده تا اينكه باباجي دو تا توپ اورده و يكي رو گفته اين زمينه و اون يكي خورشيد و همه چي رو توضيح داده.

۲-چند هفته پيش رفتيم يه تلويزيون ال سي دي خريديم و تلويزيون قبلي رو گذاشتيم تو اتاق ارغوان

ديشب اومده مي گه: مامان من مي خوام تلويزيونمو عوض كنم

مي گم: چه جوري؟

مي گه : با اين تلويزيونه ، اين خيلي قشنگه، اصلا شما چرا اينو از اول گذاشتين اينجا؟ بزارينش تو اتاق من ديگه

من:

۳-دعواش كردم گريه مي كنه مي گه: ديگه دوست ندارم، مني كه برات اينهمه زحمت مي كشم.

۴- اينم عكسي از حضور ارغوان خانم در استخر گل افشان


کلمات کلیدی: