ارغوان شاعر

امروز ارغوان یه شعر گفته:
حالا دیگر از خواب چندین ساله بیدار شده ام.
با غم و شادی های زندگی روبرو شده ام.
آه چه قدر این جا و آن جا زیبا است.
ممنونم خدای مهربانم.

می گم:خیلی شعرت قشنگه.

می گه:مامان می دونم برای این از شعرم تعریف می کنی که اعتماد به نفسم زیاد بشه.

/ 8 نظر / 45 بازدید
مامانشون

قربونت برم با این شعر پر معنا[بغل][ماچ] شعرت از ابتدا تا انتها قدرشناسی و تشکر از خدای متعال بود[دست] واقعا قشنگ بود دختر عزیز و با احساس[ماچ]

نسترن مامان باران

افرین دخترک با احساس[ماچ]

عطیه

الهی من قربونش برم با این شعرش که پره از لطافت و صداقت... معلومه که باید از این شعر تعریف کرد[ماچ][بغل]

مامان زهرا نازنازی

عالی بود عزیزم به امید روزی که برترین شاعر و نویسنده بشی[قلب] خوشحال میشم در بازی وبلاگی ما شرکت کنید[گل]

سپیده عمه آریانا

قربونت برم عزیزم با اون شعر و احساس لطیفت . بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس[ماچ][بغل][قلب][گل]

غزاله

سلام دوست عزیز ماشا اله دختر نازیدارید به وبلاگ منم سر بزنید

بابای ارغوان

هیچ چیزش به من نرفته باشه. طبع شاعریش بمن رفته دخترک سرو قامتم, گیسو بلندی است از نسل شير زنان کهن ایران شاد و خندان و خرمان, پرسان و کنکجکاو دخترم بخوان, بدان و اگاهتر باش كه پايان شب نزديك است. روز جاي شما زيبايان خردمند و داناست به افتخار ارغوانم. باباي ارغوان