دختر سياستمدار

37.gif۱-ارغوان: بابا حميد من تو رو خيلي دوس دارم

بابا حميد04.gif:چرا بابا جون

ارغوان : چون مي ري سر كار، كار مي كني، برا من چي مي خري؟

۲-ارغوان هر چند وقت يه بار مي ره داخل يه نقش،يه وقت مي شه نازنين ،من مي شم ارغوان

يه وقت مي شه مامان بعبعي و مامان شمي و بابا جي مي شن شنگول و منگولو بابا حميدم مي شه بعبعي كوچولو ، ديگه مي ره از جنگل براشون علف مياره

يه بار كه تو نقش مامان بعبعي بود داشت با پدر بابا حميد تلفني صحبت مي كرد گفت : من برات علف ميارم  31.gif

ديگه ما با اشاره بهش گفتيم بگو برات گل ميارم

حالا ديروز ارغوان مي ره سر سبد لباس مامان شمي و همه لباسا رو مي ريزه بيرون از ته سبد يه تور بلند پيدا مي كنه و مي اندازه رو سرش مياد تو اتاق با عشوه و ناز مي گه من عروس شدم.09.gif

بابا جي مي گه : پس دومادت كو

مي گه: تو دومادي

ديگه دست باباجي رو مي گيره و دور خونه راه مي بره. بعد با باباجي تصميم مي گيرن ارغوان عروس كوچيكه باشه و مامان شمي عروس بزرگه

ادامه.................

ارغوان: دوماد چرا دماغت انقده گندست

.........................................................................................................................................

موقع خواب ظهر

ارغوان : دوماد تو برو من مي خوام پيش عروس بزرگه بخوابم37.gif

..............................................................................................................................................

ارغوان به سختي قبول مي كنه ببريمش دسشويي به اين بهانه كه دوماد عروسو ببره دسشويي باباجي مي بردش دسشويي مياد بيرون غش غش مي خنده.

مامان شمي : چيه چرا مي خندي؟

ارغوان21.gif: جيش كردم رو پاي دوماد

/ 26 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
asal

سلام اميدوارم خوب باشيد دلم برای ارغوان تنگ شده نازنين نميدونی تو اين مسافرت ها مامان اعظم ومامانم هر وقت می خواستن دعا کنن می گفتن ای امان زمون ارغوان.......... به اميد ديدار

بهانه

از دست كاراي دخترك از خنده غش كردم، حالا فكرش و بكن تو اداره پشت ميز، چشم به مونيتور و روبروم با يه عالمه همكار جدي و خشك منم چشم به مونيتور با خودم ميخندم. فكركنم طي چند روز آينده به عنوان بيمار رواني از اداره اخراج بشم شوخي ميكنم ، كاراش و حرفاش خيلي بامزه اس مخصوصا كه به جاي لگد كردن پاي دوماد جيش كرده رو پاش. ولي اشكالي نداره روي پاي بابابزرگ تمرين ميكنه تا به موقع بدونه چكار بايد بكنه از طرف من ببوسش

ليلا

چه روزهای خوشی رو می‌گذرونيد با اين دخترك و شيرين‌كاری‌هاش...

سميه مامان ايليا

وای که چقدر شيرين زبونه اين دختر. خيلی بامزست کاراش و حرفاش. فکر کنم مدام دارين از دستش می خندين

آرام

آخیش خدا جونم ، چقدر تو نازو مامانی دختر . نازنین جون حلما که الان بزرگتر شده کمتر حرف های بامزه می زنه ، مثل اینه که هرچی کوچیک ترن با مزه ترن . همه رو بنویس تا بمون هبرای بعد . ببوس دخترک عسلی رو .

بابای فردا

عجب دنيای لطيف و زيبايی است اين سرزمين روزيايی بچه ها ارغوان عزيز و شيرين را ببوسين

شهرزاد مامان حسين

سلام مامانی. چرا يه مدتيه شما به روز نمی کنين. شما که با اين دختر شيرين زبون هر روزبايد به روز کنين که.

ناهید

بابا چرا آپ نمی کنی؟ خمارما!!!!!!!!!!

مامان پروانه

بچه ها همه اشون حسودند!!!!منظورم دخترها به مامانشون......