ديروز برای اولين بار با ارغوان گلم با ماشين دوتايی رفتيم بيرون.اين يه موفقيت بزرگ برای من بود.

ارغوان جونم ديروز خودش درحاليكه دستشو به تخت گرفته بود و وايساده بود برای سركردن روسری دستاشو ول می كرد بعدشم دستشو  گرفت به ديوارو يواش يواش راه رفت نميدونين چقدر ذوق كردم.

 

 

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
parsa_8m

سلام .. از لطفت ممنونم ....

prince

وای ماشالله کم کم داره راه ميوفته...به سلامتی!!راستی روسری يک کم زود نيست؟؟؟؟

ماماني

ماشالله هزار ماشالله به اين دختر گل که داره راه ميفته .مبارک باشه . می تونم درک کنم اون لحظه رو چون من تو اون لحظه غش کردم از خوشحالی . از طرف من ببوسش .

مريم اسلمي

آغاز موفقيت بزرگت رو تبريك ميگم .

تاتار

چقدر خوشگل اين قدمای اول که بچه ها اردکی راه ميرن. و چقدر هنوز چيز خوشگل سر راهت هست که ببينی و کيف کنی ولی ميدونی که هر کدوم اينا فقط يه اولين بار داره و اولين بار هم يه کيف ديگه داره!

شيدا بي لوسي

سلام نگفتين كرجين يا نه هاااااااااااااااااااااااااااا . راستي ديگه گلك كار جديد نكرده ؟

شيدا بي لوسي

اااااااااااااااااااااااااا . راستي چرا گفتين شهرانين. من اومدم يه بار نزديك امامزاده داوود و ...........

مامان علی

آفرين به ارغوان خانم گل که ديگه حسابی بزرگ شده .

kiya

سلام خوبی مامان ارغوان.....راستش اول که وارد اينجا شدم به خاطر اسم دخترت بود اخه ما هم يکيشو داريم ولی ديگه خودش مامان شده ..بعد نشستم از بالا به پايين وبلوگت رو خوندم برام قشنگ بود کارای ني نی خانوميت و بلاخره رسيدم به عکسش و باچهرهش هم آشنا شدم .....بعد به اين نتيجه رسيدم که فرزند شما چقدر برای شما قدمش خوب بوده .......پس قدرش رو بيشتر از اينها بدونين ...فعلا

rebel

سلام وبلاگ زيبايی داری با دلنوشته های زيبا تر. وقت کردی به کلبه درويشی ما هم سری بزن. به اميد ديدار دوباره . بدرود .