اين روزا  ارغوان خانوم انقده شيرينكاری می كنن كه ديگه به نوشتن من نمی رسه

چند شب پيش ساعت دو و نيم شب ما رو بيدار كرد و خلاصه ما هم مثل هميشه بالشتامونو اورديم تو پذيرايی تا  بخوابه ،ارغوان خانومم كه اصلا قصد خواب نداشت سعی می كرد نذاره ما هم بخوابيم ديگه ساعت ۴ بود كه من و باباش چرتمون برد كه ديدم يه صدايی مياد چشامو باز كردم ديدم نشسته دستشو گذاشته رو صورتشو الكی گريه ميكنه می گه:اووو قدا قدا قدا (خدا)قر قر (قهر)

ديگه دلم براش ضعف رفت گفتم :ارغوان جونم بيا آشتی

پريد بالا دويد به طرفمو منو بغل كرد و گفت:آشی آشی آشی

خلاصه ساعت ۵ صبح خوابيد

ديگه تقريبا تمام كلماتو می گه ،از ديروزم ياد گرفته می گه سنام(سلام)

وقتی يه چيزی رو با ليوان می خوره يا می ره دستشويی بلند داد می زنه دس و خودش محكم واسه خودش دست می زنه و توجه داره كه همه براش دست بزنن

چند روز پيش كه رفتم خونه مامانم داشت برام تعريف می كرد كه امروز ارغوان رفته تو دستشويی جيش كرده كه ارغوان اومد جلو منو داد زد دس و شروع كرد واسه خودش دست زدن

 

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
paybarah

چقدر بامزه حرف ميزنه منم از اينجا واسه این دختر خوب دست ميزنم

آقای پدر

بچه ها خيلی به اين تشويق و توجه دقت دارند. به نوعی ميشه گفت توقع دارند. يک جور معامله ميدونند در قبال کاری که انجام ميدند. چون ميدونند که با کارشون پدر و مادر رو راضي ميکنند، پس حق خودشون رو محفوظ ميدونند... امان از دست اين بچه ها.

سپهر

تو می روی دستشوئی. بابا تو خیلی زرنگی. واقعا هم دست زدن داره!

فرنوش

خيلی برايم جالب بود که ارغوان دستشوئی می ره. چون سپهر هنوز هيچ درکی از اين موضوع نداره. نمی دونم بچه ها در چه سنی بايد بفهمند. سپهر در اين مورد اصلا آی کيو نشون نمی ده. اما تا دلت بخواد زبون می ريزه.!با همه هم رفيق می شه!

نانا

سلام شما خيلي دير به دير بروز ميکنيد و اين باعث ميشه که از اخبار جديد مربوط به ارغوان خانم بلا خيلي عقب بيفتيم.درضمن بازم خواهش مارو براي گذاشتن عکس جديد ناديده گرفتيد.فکر کنم آلان بايد حسابي جيگر شده باشه. از طرف ما ارغوانو چند تا ماچ لوپ کشوني اساسي (به ميزان کافي) بکنيد.

shadi & saeed

سلام مامان عزيز چه بچه ی نازو خوشگلی داريدا ما بار اوليه که اومديم اينجا و برای من(شادی)خيلی جالبه که مامان و بابايی واسه جوجه شون وبلاگ زدن هميشه خوب و خوش و سلامت باشيد و خدا جوجو رو واستون نگه داره مامانی بازم ميايم شمام به ما سر بزنيد مامان

مامان ديبا

قربونش برم که اينقدر خانم شده از قول من يك كف مرتب براش بزن ! راستي نازنين جون من يه عكس از ارغوان جون گذاشتم تو سايت ديبا البته بايد قبل از اينكه بذارم اجازه ميگرفتم ببخشيد اصلا حواسم نبود بعد از اينكه گذاشتم تازه يادم افتاد ! اگه راضي نيستيد لطفا بهم بگيد تا بجاش يك گل خوشگل بذارم . بازم ببخشيد دير اجازه گرفتم .

شیرین

سلام یاداشت تو من یاد کوچیکی های پسرهای خودم انداخت. دوقلوهای من یک پدری از من درآودن که نگو. ولی حالا که فکر می کنم بهترین لحطات زندگیم همان موقع ها بود. روی اغوان کوچولو را از تبریز می بوسم.

مامان امیر مهدی

واقعا هم دس داره .اميرمهدی که می گه من بزرگا نيستم منو ببست و جيشو نمی گه.ببوس این دختر شيرين زبون رو

ساروی کیجا

يسنا هم اول به سلام می گفت سنام . صداش هنوز روی پیام پيغام گير مامان و بابام هست .