ايجازه می دي؟

۱-می گه:ايجازه می دی يه كتاب ور دارم؟

          ايجازه می دی برم خونه پاميدا؟

۲-به مامان شمی می گه:عزيزم قوبونت برم من

به من می گه :عاشقتم

۳-پنج شنبه شب تصادف كرديم ،حميد ما رو گذاشت خونه رفت دنبال كارای ماشين تا ۴ صبح .ارغوان صبح كه چشماشو باز كرد به من گفت :بابا با آقا پليسه رفته ماشين منو درست كنه

گفتم: نه اومده خوابه

دويد به سمت اتاق خواب ما و باباشو بيدار كرده بهش می گه :ماشين منو درست كردي؟

 

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهرزاد، مامان حسين

سلام ارغوان خانم شيرين زبون. چطوری؟ با حسين دوست می شی؟ البته اگه دست تو چشمش نمی کنی.

آنا

اين فسقلی هم ياد گرفته که چطور با شيرين زبونيهاش دلبری کنه . بالاخره ماشينش درست شد ؟‌

آنا

اين فسقلی هم ياد گرفته که چطور با شيرين زبونيهاش دلبری کنه . بالاخره ماشينش درست شد ؟‌

مهرداد

می روم به خانه ای بیندیشم که در آن، طعم ناچیز زندگی را، با تفاخر شوم مرگ، به آدمی نچشانند. می روم گوشه نشین آن لحظه نجیبی شوم که برای یک لحظه قنوت عشق، هزار رکوع عاجزانه را تکلیفم نگردانند. ***** شاد زي مهربان...

پرنس

فردا ميگه پاشيد از خونه من بريد بيرون

پرنس

فکر کنم فردا که بزرگ شه ميگه پاشين برين بيرون خونم رو خالی کنين

پرنس

بزرگتر که بشه هروقت از دستتون عصبانی بشه می گه پاشين از خونه من بريد بيرون

نانا

سلام عجب صبری دارید خیلی دیر به دیر بروز میکنید

بابای درسا

سلام روزتون مبارک برای جمع سه نفره شما آرزوی خوشبختی روز افزون دارم . ارغوان جون رو ببوسيد و بهش بگيد قدر مادر خوبشو بدونه . يا حق