راستش ارغوان از دوشنبه تب كرده بود تا ديشب كه ديگه الان تب نداره واسه همين دلم نميومد بيام اينجا بنويسم.(چه جمله ای شد)

۱-ارغوان ديروز ديگه قشنگ جورابشو پاش كرد.تمرين واسه پوشيدن بقيه لباسها شديدا ادامه داره . همش ساكشو می ريزه بيرونو تمرين می كنه .چند روز پيش پوشكشو اورده بود بازش می كرد می گذاشت رو زمين دورش می چرخيد می شست روش .فكر كنم همين روزا خودش خودشو پوشك كنه33.gif

۲-راستی من ديگه مامان شدم.

ارغوان ۶ ماهگی مامان گفتنو ياد گرفت ولی بعد از مدتی فقط موقع گريه می گفت مامان.اما ۱۰ روزی می شه كه حسابی مامانی شده و راه می ره به من می گه مامان.انقده خوشگل می گه دلتون بسوزه.10.gif

تو اين چند روزيم كه تب داشت اين مامان شدن ما كار دستمون داد و ارغوان خانوم چسبيد به ما و نذاشت بريم سركار.

بلاخره ما كه از همه عناوين به خاطر ارغوان خانوم گذشتيم به مقام والای مامان شدن نائل شديم.

۳-يادتونه از اول تو اين وبلاگ گفتم ارغوان دو تا مامان و بابا داره يكی خودمون كه مامان و بابا هستيم يكی هم مامان و بابای من كه مامانی بابايی هستن، ارغوان الان ماهارو به همين اسما صدا می كنه.

۴-براش كتاب خاله سوسكه خريدم شروع كردم به خوندنش تا آخرين صفحه كه آقا موشه با خاله سوسكه عروسی ميكنن كه عكس عروسيشونو اونجا كشيده بود.

با ذوق عكس عروسو نشون می ده می گه مامان عكس دومادم نشون می ده می گه بابا.

هنوز هيچی نشده مارو سوسك و موش كرد.

۵- داييش پريشب اومد ديدن ارغوان،باباش از تو آيفون داييشو بهش نشون داد.ازون موقع تا حالا آيفونو نشون می ده می گه دايی دايي.

۶- ما كه می ذاريمش پيش مامانيش می ريم سر كار می گه گار گار(كار كار)

/ 21 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشنک

سلام... خدا را شکر که حال فرشته کوچولوتون خوب شده!! ان شا ا... که هميشه سالم و سرحال باشه! فکر کنم خيلی خيلی لذت بخش باشه که از دهان اين فرشته خانوم شيرين زبون کلمه مامان را شنيديد! باز هم تبريک....

ارغوان

سلام نازنین جان ، خوشحال شدم که حال گل خانوم کوچکتون بهتر شده ... امیدوارم همیشه لبش خندان باشه ... شیرین زبانیهایش هم بسیار جالبند .. شیرین زبانیهای کودکان همیشه زیبا هستند .

نانا

سلام خيلی اخبار جالبی بود.راستی يادم هست که قبلا نوشته بودی که ارغوان خانم دختر باباشه ولی مثله اينکه حال ورق برگشته ! تو اين شرايط بابای ارغوان چيکار ميکنه ؟

dorna

اينشالله ديگه هيچوقت مريض نشه و هميشه بتونيد از لحظه لحظه رشدش لذت ببريد شاد و سر حال باشيد

kiya

سلام مامان ارغوان ..ممنون که به من سر زدی ..امدم دوباره پستت رو بخونم .......راستش ما هم يه ارغوان داريم که مامان شده خودش و دو تا هم بچه داره....اين خانم ارغوان شما معلومه بچه عاقليه و خوب همه چيز رو درک ميکنه و خيلی زود داره تمرين زندگی و خودکفايی رو انجام ميده از تعريف هات معلومه بچه مستقلی هستش ..منتظر آپ بعديت هستم با کامنت خبرم کنی ممنون ميشم ..فعلا

نسترن

سلام نازنين جون يعنی ديگه نمی خوای تو وبلاگت بنويسی؟

اروند

ممنون بابت تعریفتون از سفرنامه مشهد. راستی جیب پدر همیشه خالیه! خدا برکت بده کیف ماآنی رو!!

سپهر

مامان و بابای من هم می روند شرکت. هر وقت از من بپرسند بابا کجاست می گم شرکته. البته نپرسند هم من خودم می گم بابا رفته شرکت.

نانا

سلام چرا بروز نمی کنید؟

پدر اروند

سلام بر مامان ارغوان عزیز! من آماده هر نوع راهنمایی هستم. به مانی منجمی هم می توانید مراجعه کنید.