ديروز مامانی بابايی ارغوان كار داشتن من مفتخر شدم مرخصی بگيرم بمونم پيش ارغوان خانوم.

صبح انقدر برام شيرين كاری كرد كه با خودم گفتم يه مرخصی بدون حقوق بگيرم با دخترم خوش بگذرونم ولی تا آخر شب ديگه انقدر خسته شدم از بازی كردن و غذا دادن به اين وروجك كه حرفمو پس گرفتم.

ارغوان دوست داره وايسه دستشو بگيريم تند و تند عقب جلو بره اگه با يه ريتمه آروم براش شعر بخونيم حركتشو يواش می كنه اگه دوباره ريتم آهنگو تند كنيم ارغوانم حركتشو تند می كنه تا اونجايی كه آدم می ترسه سرش بخوره به سر آدم.

هنوز درستو حسابی دس دسيرو ياد نگرفته فقط با يه حركت ريتميك دستاشو تكون ميده و می گه ده ده.

ديشب تو بغل من بود باباش داشت برنامه قسم خوردن بوش رو نگاه می كرد يه دفعه ارغوان گفت ده ده نگاه كردم ديدم دارن برای بوش كف می زنن.

 

/ 9 نظر / 7 بازدید
دوقلوها

به به چه وبلاگ پر از عکسي .ارغوان کوچولوی بامزه رو ببوس.مرسی از لطفت

مامان علی

سلام . فکر کنم هر بچه ای قلق خاص خودشو داره و بايد با امتحان کردن غذاهای مختلف ببينی ارغوان از چی خوشش می ياد . کتاب تغذيه و آشپزی برای همه کودکان کتاب خيلي خوبيه و ايده های خوبی به آدم ميده . اما اصل اينه که ببينی از چه طعمی خوشش می ياد .اونو که خوب بخوره بعدا بقيه چيزها رو هم کم کم می خوره .البته من خودم هم ناشيم اما اين يه ماهه که علی اينجوری بوده . راستی تو سوپش هويج و سيب زمينی و مرغ يا گوشت و برنج یا رشته ویکم نمک (خيلی کم) ميريزم .

kim

افرين به اين ارغوان کوچولوی خوشگل وناز.نانای هم که بلده

ماماني

ماشالله به اين دختر باهوش .از طرف من حسابي ببوسش .

مامان مریم

نازی... پس برای شما هم سر کار رفتن استراحته... من که استراحت ندارم چی کار کنم اونوقت ؟!!

محمد (‌بچه اکباتان)

سلام...زيبا و رسا بود.عیدت هم مبارک باشه..ممنونم که به من سر زدی..اميدوارم هميشه موفق باشی..منهم امروز آپديت کردم خوشحال ميشم سربزنی...به اميد ديدار...باي