1-تو خونه با ارغوانی تنها بودم،داشت تو اتاقش بازی می كرد ،يه دفعه اومد پيشم بغلم كرد و گفت: دنبالت می گشتم

۲- شام می خورديم ،ارغوان تو بغل باباش نشسته بود داشت مرغ می خورد،

ارغوان:مرغ می خورم بزرگ بيشم

بابا : بزرگ بشی كه چی بشه

ارغوان : بيرم مدسه(برم مدرسه)

بابا : بری مدرسه چی كار

ارغوان : دس بيخونم (درس بخونم)

بابا:22.gif

۳- نمی دونم از دستش چی كار كنم تا يه بچه می بينه هرچی دستشه مياره می ده به من می گه : گايم كن(قايم كن)

۴-هفدهمين دندونشم هفته پيش زد بيرون بچم خيلی اذيت می شه.

۵-همش تو خط زدن و كشتن و بيرون كردنه بيشتر درمورد بچه ها،

ارغوان خانم داد كشيده، باباجی بهش گفته يواش

ارغوان به باباجی : بی تبيت (بی تربيت)

و بعد رو به مامانيش : بيا بيزنيمش (بزنيمش)

جالبتر اينجاست كه باباجی ارغوان كه روی رفتار بچه ها خيلی حساسه و از همه بچه ها ايراد می گيره اين موضوع رو خودش با آب و تاب و خنده واسه من تعريف كرد.

اونوقت من می گم اين رفتارای ارغوان زشته می دونين چی می گه

می گه : حرف بی خود نزن بچه خيلی باهوشه اين كاراشم واسه همينه31.gif

۶- با باباش رفته بيرون خريد وقتی برگشتن باباش اوردش بالا برگشت تا خريداشو از ماشين بياره.

گفتم: با بابا كجا رفتي؟

می گه: رفتيم آگايه ماشينمو دست كرد(رفتيم آقايه ماشينمو درست كرد)

باباش اومد ازش پرسيدم ،گفت رفتيم روغن ماشينو عوض كرديم.

ديگه اين حس مالكيتش مارو كشته

۷-يه موضوعيه كه ازتون كمك می خوام، ارغوان اصلا با بچه ها خوب نيست تا بهش نزديك می شن دست می كنه تو چشمشون يا اونارو هول ميده.

راستش فكر می كنم شايد قديم نديما كه بچه ها رو می زدن 16.gifشايد بهتر بوده چون الان اين دخمله مارو می زنه02.gif.

اگه راه حلی دارين برام ،تورو خدا بگين

/ 6 نظر / 7 بازدید
فقط کليک

بازاريابي براي صاحبان وبلاگ و سايت!

نيكو

سلا مرسی از کامنتت.غصه نخور بچه يکی از فاميلای ما هم همينطوری بود.ميگفت خونم باغم ماشينم ...بعد يه روز موبايل باباش دست من بود اومد گفت:ااا موبايل بابامو بده!نميدونی چقدر باباش خوشحال شد.بيچاره ها باورشون شده بود همه چی مال آقاس!!

مامان درسا

فکر نکنم نگران کننده باشه اگه تماسش با بچه ها بيشتر بشه يواش يواش بهتر می شه . خواهر من وقتی کوچيک بوده بچه ها رو گاز می گرفته و مامانم از دستش ديوونه شده بوده ولی بالاخره موفق می شه که درستش کنه درسای يکساله ما هم چشم مارو در ميآره نمی دونم چرا اينکارو دوست داره که انگشتشو بذاره رو چشامون و بچرخونه...

مامان دیبا

سلام نازنین جون خوبی ؟ دخمل گلم چطوره ؟ می بینم که حسابی بلبل زبون شده ! می گم باباجی ارغوان عین بابای منه ! هر چی دیبا خراب کاری میکنه یه جوری لاپوشانی میکنه و میگه چون باهوشه کاراش اینجوریه ! راستش برای مشکلی که گفتی متاسفانه راه حلی سراغ ندارم ولی فکر میکنم به مرور زمان و صحبت کردن باید حل بشه . بازم میام پیشتون فعلا .....

سپهر

من هم هر چی بخوام که مامان و بابا بهم نمی دهند از بابا بزرگم می گيرم.ارغوان خانم داماد حرف گوش کن پيدا کردی؟ نکردی من هنوز موندم ها!

فرنوش

اين زدن را نمی دانم بچه ها از کجا ياد می گيرند. من هم هر وقت عصبانی می شوم و سپهر را دعوا می کنم او به جای ناراحت شدن مرا می زند. بدترين کار خنديدن به اين حرکت بچه هاست. به نظر من همه اش روشهای جلب توجه است. يکی از علتهای اينکه ارغوان از بچه های ديگر خوشش نمی آيد همين مرکز توجه بودن است. هر چقدر هم او را از بچه های ديگر دور کنی بدتر می شود.