ارغوان به مهد كودك مي رود

ديروز اولين روز مهد ارغوان بود. با اينكه شب ساعت 12 خوابيده بود صبح تا صداش كردم به عشق مهد بلند شد و كاراشو كردم و وسايلي كه مهد گفته بود و براش خريده بوديمم برداشتيم و رفتيم.

وقتي رسيديم مهد مربيش اومد و وسايلشو تحويل گرفت و دخملم انقدر ذوق داشت كه با من خداحافظيم نكرد.

معاون مهد بهم گفت كه معمولا يك ساعت بيشتر روز اول بچه نبايد بمونه . البته ارغوانو براي ثبت نام كه اورده بودم يك ساعت موند و زوركي بردمش.

خلاصه چه دردسرتون بدم قرار شد اگه مشكلي پيش اومد زنگ بزنن. حوالي ساعت 11:30زنگ زدن كه ارغوان لباسشو خيس كرده و ديگه همش بهانه گيري مي كنه و جيغ مي زنه.

خلاصه چون مهدش نزديك محل كار پدرشه رفت پيشش تا من برم دنبالش. وقتي رسيدم ديدم ناهارشم خورده بود و تا منو ديد ذوق كرد و بالا و پايين مي پريد كه مامانم اومد مامانم اومد.

البته امروز دوباره با ذوق و شوق بلند شد و بردمش مهد.

نمي دونم چرا اين خانم معاون اصلا به دلم نمي شينه. امروز بعد از يه سلام و عليك گرم گفت چقدرم زود اوردينش(جلوي خودش) .

منم گفتم صبحها با ذوق مهد بلند مي شه. اونم گفت پس چي بود جريان ديروز هان ارغوان.

/ 19 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام مامان دل آرام

نازنين جان من از مهد دل آرام پرسيدم اونا برای راه دور سرويس ندارن فقط برای گيشا و شهرآرا دارن...ولی من پيشنهاد می کنم اگه شما صبح ها و عصرها از اتوبان حکيم رفت و آمد می کنين اين مهد تو مسيرتونه برو ببينش...ضرر نداره

الهام مامان دل آرام

من دو بار با محل کارتون تماس گرفتم نبودی... می خواستم بگم : اولا چون ارغوان تا ۳ سالگی پيش مامان بزرگش بوده يکم محيط اجتماعی رو سخت می پذيره...اين جور بچه ها ممکنه هميشه پشت مامان و باباشون گريه کنن هر چند روزای اول براش جالب بوده و کنجکاو بوده ولی الان ديگه تازه فهميده چه خبره... ثانيا اگه شما به اين نتيجه رسيدی که اين مهد از خيلی جهات خوب و مناسبه با خريد چند تا کادو به اسم فرشته مهربون می تونی حس موندنو براش تقويت کنی(بگی فرشته مهربون برای بچه هايی که گريه نکن يا ...عصر ها جايزه ميده...تو هم يه لُپ لُپی-چيزی بخر بده مربيش بهش بده) در ضمن بازم پيشنهاد می کنم حتما دو سه تا مهد ديگه رو با دقت بررسی کن

مامان آرتا

سلام مامانی خيلی نگران نباش روزهای اول همينه آرتا بعد ۲ سال بعضی صبحها گريه ميکنه .شما اروم باشيد سخته من خودم هنوز از گريش کلافه ميشم اما چاره ای نيست

مامان پارسا

سلام مامان نگران بابا دلواپس نباش همه بچه ها اولش همینطوری هستن من نمی دونم چه آدرسی به شما می خوره ولی مهد پسر من هم خیلی عالیه نزدیک به 9 ماه داره میره اینجا . خیلی راضیم . توی عید پارسا می گفت مامانی دلم واسه زهره جون تنگ شده !! خلاصه هر کمکی خواستین در خدمت کوچولوی خوشگل و مامانش هستیم

عطيه

آخی...به سلامتی... چه خوب که ذوق داره... کم کم عادت می کنه و اون يه کم بهانه گيريش هم تموم می شه...البته اميدوارم اين مهد براش اين جذابيت ها رو ايجاد کنه و فقط به يکی دو روز اول ختم نشه...

نسترن

قربون خدا برم.ما با اين همه نگرانی و کلی وسواس آخر سر هم بايد بچه هامون رو ببريم بديم دست کيا.خدا خودش يه عقلی به اين ها بده.

مامان پارسا

عزیزم فکر نمیکنم مهد پارسا به شما بخوره.... مهدش تو قائم مقام روبروی تهران کلینیکه

مريم پاييزی

سلام مامان ارغوان جون من اولين باره که ميام اينجا ولی اگه اجازه بدين از اين به بعد هميشه ميام باشه؟ من لينکت کردم اگه دوست داری شما هم لينکم کن قول ميدم يه داماد خوب واسه ارغوان جون پيدا کنم