۱-از پنجشنبه گذشته تا يكشنبه اين هفته با ارغوان گلی و مامانی باباييش رفته بوديم كلاردشت.خاله سيمين و دايی علی هم يه شب اومدن پيشمون.

خيلی بهمون خوش گذشت جای همگی خالي.

فكر كنم از همه بيشتر به ارغوان خوش گذشت كلی شيطونی و بازی كرد.

مخصوصا خاله سيمين از وقتی اومد تا وقتی كه بره يه سره ارغوان خانوم توبغلش بود و حاضر نبود تو بغل كس ديگه ای بره.

۲-بهش ميگم ارغوان شير می خوری ميگه ب ب (با فتحه)

يه وقتاييم می گه نه نه

سرشم خيلی خوشگل وقتی داره می گه ب ب يا نه نه تكون می ده.

۳-بعد از مسافرت دو شنبه كه می خواستيم بريم سر كار نزديك خونه مامانيش كه شديم بی هوا منو بوس كرد و محكم بغلم كرد،باباش كه خواست ازمن بگيرتش ببره بالا سفت چسبيد به من ،منم نازش كردم و گفتم بابا می بره دد .تا رضايت داد بره ولی با نگاهش بهم گفت كه خودتی

خلاصه ارغوان جونم نمره بيست كلاسو بهترين كارو بارو  نمی خوام من فقط تو رو می خوام تورو می خوام(با عرض پوزش از خانوم مريم حيدرزاده)

 

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

کی رفتین؟؟ پس چرا من نفهمیدم :)

kim

نازی به اين ملوسک.خوشحالم که سفر بهتون خوش گذشته.از قول من ببوسش

rainygirl

سلام..اول از همه ممنون از حضورتون...بعدشم که چه دختر نازی...مطلب اولتونو خوندم و چون ديدم راجع به يه دختر مامانيه...همشو خوندم تا ته..عکساشم ديدم...ايشالا که هميشه سالم و تندرست باشه دختر گلتون....

maman amirmahdi

سفر خوش گذشت امير مهدی (۲۰ماهه)ما هم خيلی مسافرت دوست داره

binam ::..* من و شعرهايم *..::

از دل افروز ترين روز جهان خاطره اي با من هست به شما ارزاني:/ سحري بود و/ هنوز گوهر ماه به گيسوي شب اويخته بود/ گل ياس/ سلام مهربون ... اميدوارم حالت خوب باشه ... به روز هستم بی صبرانه منتظر حضور سبزت هستم ... موفق و پيروز باشی

prince

سلام مامان خانم....راستی من تا پنج سالگی بغل بابام بودم طوری که بنده خدا از نفس مياوفتاد..نه اينکه بلد نباشم راه برما...نه!!!!!اينطوری بيشتر بهم خوش ميگذشت اگه ارغوان رو ببینم یادش می دم اساسی

فاطمه(آسمان مال من است)

سلام. خيلی خوشحالم که بهتون خوش گذشته. خدا رو شکر. ارغوان خانم گل هم ماشالله برای خودش خانمی شده. ببوسيدش.

آنا

چه مزه ای ميده توی مسافرت يکی ديگه باشه که جور آدمو بکشه و تمام مدت بچه آدمو بغل کنه .