دختر خوشگلم الان كه چند وقت از شروع نوشته هام در مورد تو می گذره يه ذره دودل شدم نسبت به اينكارم.

راستش نانات (ارغوان به من می گه نانا)قبل از اين اصلا اهل نوشتن نبود الان واقعا در برابر شيرين كاريات كم ميارم ديگه نمی تونم كاراتو بنويسم.

واقعا آخر صايرانایي:)

تو اين دوهفته سرمون خيلی شلوغ بود كارای اسباب كشی وام محضر ذهنمو خيلی خسته كرده .خدارو شكر همش به خير گذشت.اينا همه از پاقدم گل شماست ماماني.

الهی مامان قربونت بره البته اگه مارو به عنوان مامانی قبول داری تو اين مدت خيلی راحت ديگه از حالت خوابيده بلند ميشی می شينی .دستتو به هرچی جلو دستت باشه می گيری روپاهی خوشگلت وای مسی .

راستی خودشيرينيت حرف نداره .پريشب داشتم می بردمت بذارم روتختت بخوابي تا فهميدی سفت دستمو چسبيدی بازومو تندتند ماچ كردي.

ولی آخه دختر خوب تو كه بلدی مامان بابا نانا و..........بگی چرا يكيو می خوای صدا كنی جيغ می كشي؟؟

 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pegah

سلام جالبه که پسر من با اينکه اسم من و باباش رو ميدونه و بيشتر مواقع ما رو بابا و مامان خطاب می‌کنه ولی وقتی دنبالمون می‌گرده يا هيجان زده‌س بهمون ميگه نانا درست مثل ارغوان شما شايد اين يه کلمه‌ی عمومی باشه بين بچه‌ها...

hesam

و خائنانی که مدفون رحمت الهی اند ...و شرافتشان را تکفیر میکنند .......... :|

ددي استيچ

سلام نانا به نظر من شما آنقدر روان و ساده می نويسد که آدم با نوشته هاتون احساس راحتی ميکنه انگاری بعضی چیزا برای خودش اتفاق افتاده . از نوشتن و خلق فاصله نگيريد

parsa_8m

من از شبی میآیم که همه ستارگانش کاغذی بود .... ! تو از آسمانی که یک ستاره بیش نداشت ....! ستاره دلت فروزان باد ... دیگر واژه ها را نمیآبم ....! که مصداق سخاوتمندانه محبت هایت را و حال مرا بازگو کنند ...! دگرگونه ای میشوم ...! پر از انتظار ... پر از امید که تو ...! تمام وجودم را تسخیر خواهی کرد ... ! تمام ذهنم را ... تمام کلامم را.... تمامی روحم را .... جسم خاکی ام را ... و تمام نگفته هایم را که میخواهی بگویم ... و از پرده پرده تو در توی کلامم به عریانی فهم ترا فریاد زنم ...!

ميگل و گلچه

ارغوان جون آفرين بعضی وقت ها ماچ خيلی مشکل ها رو حل می کنه!

amir

سلام تبريک می گم وبلاگ جالبی دارين من برای اولين بار بود می اومدم اينجا و اصلا پشيمون نيستم . موفق باشين در ضمن اگه خواستين به من هم سر بزنيد تا بازديدهامون هميشه ادامه داشته باشه

آنا

در مورد نوشتن برای ارغوان ترديد نکن . چراکه اين نوشته ها روزی گنجينه با ارزشی خواهد شد .

فاطمه(آسمان مال من است)

سلام مامانی. به‌نظر من حتما نوشتن رو ادامه بديد چون وقتی چند وقت بگذره هم برای شما هم برای ارغوان گل خيلی جالب خواهد بود. تازه تا وقتی بزرگ شه خيلی چيزا رو يادتون می‌ره که با خوندن اينا براتون همه خاطرات زنده می‌شه. بازم تازه! ما هم از شيرينی‌های دختر نازتون لذت می‌بريم. شاد باشيد.

ماماني

حتما بنويسيد يه وقت پشيمون نشی . زياد ناراحت جيغ زدنهاش نشو خوب ميشه اينم يه دورانيه . فقط هميشه هر وقت خواست شروع به جيغ زدن بکنه برو پيشش و جوابشو بده نذار جيغ زدنش ادامه پيدا کنه .از طرف من ببوسش .

رهگذر...

...و سلام...يه يادگاری...خيلی بهتر از هيچی...راستی...خدا حفظش کنه...شعرتونم خيلی قشنگ بود...خدا هميشه ارغوانتونو سالم نگهش داره...ايشالااااااااااااااااااااااااااااااااااا....