1-صبح بلند شده به مامانيش گفته: مامان نانا منو تنها قذشت(گذشت).

۲-داريم می ريم تولد به باباش می گه:بيا بيريم تنها می مونيا.

۳- نقاشی می كشه و می خونه: چش چش دو ابو دماغ و دهن يه گدو.

۴- قصه می گه:يكی بود يكی نبود زير گمد كبود هيچی نبود يه آقا گوگه بود اومد منو خود.

/ 1 نظر / 12 بازدید
آنا

روز به روز داره شيرين تر و بلاتر می شه اين ارغوان خانوم