مگه چه عيبي داره

۱-بابا حميد به احترام فوت داييش چهل روز ريش سيبيلاشو نزده،ارغوان خانم ما هم از ريش سيبيل خوشش مياد ،البته دوست داره بگيره بكنه.

بابا حميد به من مي گه: ريشمو به خاطر تو مي زنم ،سيبيلمو به خاطر ارغوان نگه مي دارم.

منم گفتم : باشه ديگه  منم قهرم باهاتون

رفتم روي مبل دراز كشيدم،ارغوان اومده مي گه: مامان جونم ناياحتي؟(ناراحتي؟)

من با حالت قهر: بله ، برو به بابات بگو سيبيلشو بزنه من خوشحال شم.

ارغوان با حالت بغض(البته اداي بغض كردنو در مياره): نه،سيبيلشو نزنه ، مگه چه عيبي داره،خيلي قشنه(قشنگه)من دوس دارم

من :43.gif

۲- جمعه شب چله دايي بابا حميد بود.

فرداش به باباش مي گه : بابا حميد تو كه تو مردونه بودي ماماني(مادر بابا حميد )گيه مي كرد

مي گفت(با حالت بغض و كشدار): يا امان زمون(امام زمان) داداشم ديگه به من زنگ نمي زنه

منم بهش گفتم : آخه داداشت رفته پيش خدا

۳- توي بهشت زهرا همش مي پرسيد: چرا همه گيه مي كنن

منم گفتم : آخه دايي فوت كرده

بعد از چند دقيق با عصبانيت اومده بهم مي گه : برم ازش بپرسم آخه چرا فوت (شمعو فوت مي كنن)كرده.

۴- صبح رفته خونه مامان شمي به باباجيش گفته: بيا ببين دخترت اومده

۵-اينم عكس ارغوان با دوستش ريحانه جان توي باغ كرج

IMG_0601.jpg?uniq=nz9eue

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسترن

سلام جيگرش و برم من که هرروز خانوم تر می شه.پس چی فکر کردی؟منم يک رقيب و هووی کوچولو تو خونه دارم به اسم باران.

درنا

کاش آدمها هميشه اينقدر معصوم و پاک ميموندند

بابای درسا

سلام گاهی اوقات بچه ها سوالاتی ميپرسن که ما آدم بزرگا يه جورايی کم مياريم . کاش ما هم ميتونستيم با مسائل و مشکلات زندگی به سادگی بچه ها برخورد کنيم .

نازمهر

نازنين جان ممنون. ايشالا قسمت شما بشه. دختر گلت هم ماشالا خانومی شده واسه خودشا.

مامان امير مهدي

کاش ما هم به اندازه بچه ها منطقی بودیم در ضمن هانمی اولشه مگه نمی دونستی دختر هوی مادرشه

عطيه

آفرين به بابا حميد که دل هر دوتون رو بدست آورد و عدالت رو رعايت کرد!

بابا حمید تو

سلام رفتن داییت ذا تسلیت میگم بابا خدا به مامان و بابات سلامتی بده .باباحمید تو

بابا حمید تو

سلام راستی یادم رفت آدرس وب بگذارم http://babahamid.blogfa.com/