هر دفعه كه به آخر نوشته هام درباره ارغوان می رسم ،بازم می بينم اونی رو كه می خوام نتونستم بنويسم . كاش تو نوشتن قويتر بودم ، كاش تو مدرسه انشاء و آيين نگارشو مثل رياضی جدی می گرفتم تا شايد می تونستم براش يه كوچولو از شيرين كارياشو به تصوير بكشم.

۱-چند روز پيش وقتی اوردمش خونه شيرشو دادم خورد ،ديدم خيلی گشنمه ،منم عشق شيرينی يه شيرينی ورداشتم بخورم كه چهاردستوپا دويد طرفم ،منم كه تند تند شيرينی رو تا اون بياد خورده بودم يكی ديگه ورداشتم كم كم گذاشتم دهنش ،وسط شيرينيه مربای سيب داشت به اونجاش كه رسيد يه حالتی كه چندشش شده باشه سرشو تكون داد منم كه خندم گرفته بود اداشو دراوردم قش قش می خنديد . ديگه  خودشم ادای خودشو در مياوردو می خنديد.

۲- وقتی يه موضوعی می شه همه می خندن اينم الكی می خنده.

يه وقتاييم كه بهش می گم بخند ، خنده الكی می كنه.

۳- بهش می گم عطسه كن می گه ه.............اپچه .

۴-اعضای بدنشو مثل چشم و گوش و ابرو و مو و دست و پاشو(دندون و زبون و كه از خيلی وقت پيش) می شناسه و بپرسيم حوصلش بكشه نشون می ده.

۵- خيلی كلمه هارو می گه مثل داغ، قن(قند) و آوو(آهو)و دنی (شمی :مامانيش)

قان قان ،به (بله)، نه ، آده (آره)، د (ده).........................

۶-می گم دختر بابايی می گه به

می گم جوجوی منی می گه به

بابا جيش می گه ارغوان مال منه می گه آده آده آده

من می گم نه ارغوان منه با دعوا می گه ااااااااااااااااااااااا(با كسره)

۷-خيلی وقته كه خيلی راحت مدتها وای ميسه و می شينه بلند می شه اما به جز يكی دو قدم راه نمی ره ،فوری می شينه چهار دست و پا مثل جت می دوه.

۸-پنجشنبه باباش ساعت ۸:۳۰ از سر كار برگشت ،هفته پر كارو خسته كننده ای داشت ،ارغوان از پيشش جم نمی خورد با اصرار من و گول ماليدن سر ارغوان رفت استخر ،ارغوانم كه خيلی خوابش ميومد گرفت خوابيد ، ساعت ۱۲ كه ما می خواستيم بخوابيم شروع كرد به گريه شديد . هر كاريش كردم تو تختش آروم نشد مجبور شدم بغلش كنم بيارمش بيرون تلويزيونو روشن كرديم رفت بغل باباش و سرشو گذاشت رو سينه باباش نازش می كرد و بوس و خلاصه كناره باباش حسابی آروم شد.

اين ماجرا چند بار ديگه كه حميد ماموريت بود هم اتفاق ميافتاد.

فهميدم روزايی كه باباشو كم می بينه از دلتنگی بهانه گيری و گريه می كنه.

۹- دندون نهم و دهم ارغوان هم تو قسمت بالايی نوك زده البته دوتا  دندون اونطرفتر از فعليا

 

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کدام خانه مرا با سلام می خواند؟

سلام و هميشه در سلام / آرزوی سلامتی و شادی و خوشبختی برای شما دارم / اميدوارم که سايه تون هميشه بالای سر ارغوان خوشگل باشه / ارادتمند : نازلی

rainygirl

سلام به مامان ارغوان..نگران نوشتن نباشید..من هم اولش که شروع کردم به نوشتن افسوس خوردم که کاش درس نگارش را بيشتر جدی ميگرفتم..اما بعدا ديدم که با توجه به نوشته های ديگران و تلاش ميشه خوب نوشت...در ضمن شما هم روان و خوب مينويسيد..

مريم

سلام من هم مثل بقیه معتقدم که شما خوب می‌نويسيد. سندش هم اینه : آنچه که از دل برآید لاجرم بردل نشیند. روی ماه ارغوان رو ببوسید. راستی ستایش متولد ۳ فروردین ۸۳ است.ارغوان کی به دنیا آمده؟

شيدا بي لوسي

سلام اااااااا مثل اينكه اين بار من زودتر از شيرين كارياي ارغوان رسيدم

prince

نازنين خانم اين کوچول خوردنی خيلی بابايی شده ها!!!!حواست رو جمع کن....هر چند که از قديم ميگن دختر بابا ....پسر مامان............بهتره از همين حالا تکليف رو با جفتشون روشن کنی که دخمل خانم بابايی نشه!!!خلاصه که يا بايد گربه رو دم حجله بکشی يا اينکه فکر يه پسر واسه خودت باشی!!!دو نقطه دی

گل گلدون من

تو که خيلی خوب می نويسی؟؟ جای من بودی چکار می کردی؟؟..............................ولی حرکات و واکنش هاش خيلی عاليه

نسترن

سلام مامانی ارغوان.من اومدم رسما شما رو دعوت کنم تولد وبلاگی باران.خوشحال می شم قول بدی ميای.بهم سر بزن.

yasaman

خيلی قشنگ مينويسی. منم يه پسر ۱۰ ماههدارم خوشحال ميشم باهات آشنا شم. ارغوان چند وقتشه؟

مصطفي

قشنگ مي نويسي كه!!!چ من دلم مي خواد مثل تو بنويسم!

sss

سلام به لادن که تو خونه تنهاست واينترنت هم نداره يه زنگ بزنيدهر روز ۱۴ ببعد ۶۶۸۴۴۰۴۶