۱-خاله زیبا(در حالیکه ارغوان تو بغلشه): ارغوان مامانت که قد تو بود منم قد فاطمه جون بودم، میومد تو بغلم منم وشگونش می گرفتم، ماچش می کردم، گازش می گرفتم و می چلوندمش.

ارغوان: خاله زیبا یه وقت با من این کارا رو نکنیا آخه میدونین من قل قلکیم خندم می گیره.

۲-بابا حمید داره می ره سر کار، داریم با هم دم در حرف می زنیم.

ارغوان: بابا می دونی آدم نباید حرف دلشو به کسی بگه

 

/ 29 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام.مامانم بالاخره تو وبلاگم مطلب گذاشت. بخونید و نظر بدید تا دلگرم بشه.

حدیثه

[بغل][قلب]سلام نازنین جون. ماشاالله هزار الله اکبر به این دختر گل و شیرین زبون[ماچ]خدا حفظش کنه. شاد باشید و سلامت همیشه و در کنار هم[گل][خداحافظ]

پروانه پریسا

امروز خوبههه ساعت حدودای 5 به بعد خوبه؟؟ فردا نمی رسم بیام تا شنبه هم شمالللللللل هستیم![قلب]

پروانه پریسا

اس ام اس بزن ببینم کی اونجایی...... مثلا برای 5 و نیم یا 6 هماهنگ کنیم[خجالت]

نسیمه -مامان آرتا

به به چه عکسهای عید جالبی!!به به چه خانم نازی تولدشم داره نزدیک میشه[بغل][قلب]

مژگان مامان آندیا

سلام نازنین جون . چقدر دلم برای اینجاتنگ شده بود. کم پیداییی خانوم [سوال] ارغوان ناز و شیرین زبونت رو ببوس. چه خانومی شده ما شاالله [قلب][ماچ]

مژگان مامان آندیا

چقدر عکسهای عیدش قشنگ شده از طرف من ببوسش. دلمون براش کلی تنگیده [قلب][ماچ]

نسترن

اگه جور بشه ما هم میایم.ولی من می خوام بدونم برای ارغوان هم پول دادین؟به نظرم خیلی بی انصافن که از بچه انقدی هم پول می گیرن.آخه زنگ زدم.جیگر من شما که هنوزبرنامه خودتون هم معلوم نیست.[نیشخند][بغل][ماچ]

ایلیا

سلام من ایلیا هستم دیروز به دنیا اومدم اگه دوست دارین منو ببینید یه سر به من بزنید وگرنه گریه میکنما[گریه]